![]() | ![]() |
بسم الله الرحمن الرحيم، و لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم. الحمد لله الذي هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدي لولا ان هدانا الله.
اللّهم کن لوليک الحجة بن الحسن، صلواتک عليه و علي آبائه، في هذه الساعة، و في کل ساعة، وليّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه ارضک طوعاً، و تمتعه فيها طويلاً.
يابن الحسن! ببين امشب با چه غمي در خونهت ميآم:
به همان کس که مَحرم زهراست
دل من غرق ماتم زهراست
گر محرّم عزاي زينب بود
فاطميّه محرّم زهراست
هرچي امروز از دين داريم، به خاطر جهاد فاطمه سلام الله عليهاست:
طاق محراب و گنبد مسجد
يادگار قد خم زهراست
آن که در حشر هم نمي گنجد
کوثر اشک نم نم زهراست
و آن چه شرح غمش بود بسيار
زندگي کردن کم زهراست (رضا جعفري)
سفارش حضرت زهرا (س) رو خدا توي قرآن کرده بود: قل لا اس
ئلکم عليه اجرا الا المودة في القربي: آي پيغمبر! به اين مردم بگو اگر قراره به من «خسته نباشيد» بگيد، با اهل بيتم مهربون باشيد. من براي اين همه زحمتي که کشيدهم، مزد و تشکر نميخوام؛ فقط، جون شما و جون فاطمهم.
به قرآن عمل نکردند که هيچ، صاحبعزاي رسول الله (ص) رو براي طلب ياري به در خونهي مهاجر و انصار کشوندند:
کو به کو منزل به منزل ديده را دريا کنم
گم شوم در اشک شايد مرگ را پيدا کنم
پاي رفتن ده خداوندا من افتاده را
تا روم بيرون ز شهر و گريه در صحرا کنم
صورت من صفحهي تاريخ غمهاي علي است
ميسزد تا عمر دارم گريه بر مولا کنم (حاج غلامرضا سازگار)
حالا امشب ما اومديم از خانوم تشکر کنيم. به خاطر اين همه رنجي که کشيد تا دين خدا سالم به دست ما برسه. آخه:
ما ولاي علي از فاطمه آموختهايم
شکر لله که اين از نعم فاطمه است
روضهي حضرت زهرا (س) خيلي سنگينه؛ من هيچ وقت نميتونم اين روضه رو مکشوف بخونم. فقط اين شام غريبان، ميخوايم به دختر پيغمبرمون بگيم: «دستتون درد نکنه». همون دستي که تازيانه خورد!
دلم از خون شده دريا و چشمم چشمهي جويي
خدا را تا بگريم بيشتر، اي اشک! نيرويي
قد خم گشته در پاي سرشک خود بدان مانم
که سروي قامتش در هم شکسته بر لب جويي
به خون ديده بنويسيد بر ديوار اين خانه
که اينجا کشته راه ولايت گشته بانويي
مدينه ثبت کن اين را که در امواج دشمن ها
حمايت کرد از دست خدا بشکسته بازويي (حاج غلامرضا سازگار)
اميرالمؤمنين عليه السلام داره آخرين نفس هاي دلگرم کنندهي تنها ياورشو ميبينه. انگار فاطمه تو اين نگاهاي آخر هم با مولا همدردي مي کنه:
اگر زردم، اگر خشکم، درخت رو به پاييزم
تمام برگ هايم را به پاهاي تو مي ريزم
چه جذاب است درياي پر امواج نگاه تو
بيا بنشين کنار من که از شوق تو برخيزم (علياکبر لطيفيان)
علي (ع) مي بينه که درهاي بهشت به روي فاطمهش باز شدهن:
بر مشامم ميرسد از بوي تو بوي بهشت
با تو غبطه ميخورد بر خانهام کوي بهشت
اي کبوتر ميل پروازت از اين لانه ز چيست؟
زود ميبندي چرا بار سفر سوي بهشت؟
تو بهشت مصطفي بودي، چه ميگويد اگر
بيند آثار جنايت مانده بر روي بهشت
قطره هاي خون تو چون ريخته در کوچه ها
هر نسيمي ميوزد آن جا دهد بوي بهشت (جواد حيدري)
کم کم حسنين و زينبين عليهم السلام بايد خودشونو براي وداع و تشييع شبانه آماده کنند. واي مادرم!
گل پژمرده از بيداد، مادر!
ستم آخر به بادت داد، مادر!
شب تاريک و تشييع جنازه
مرا کي مي رود از ياد؟ مادر! (احمد قرباننژاد)
مدتي بود توي يه جريان گناه آلود دست و پا مي زدم و چيزي نمونده بود غرق بشم. هر وقت هم سيگنالي از جانب خدا مي رسيد که بايد فکري برداشت، يه جوري با توجيه و تفسير، ماست ماليش مي کردم.
ديشب، بعد از کلي کلنجار رفتن با خودم، پام رو از اون جريان بيرون کشيدم. اما باز هم نگران پيامدهاش بودم. فکر مي کردم با اين کار، هر چند درست بود، خيلي چيزا خراب مي شه و به هم مي ريزه.
امروز توي حرم هم مي ترسيدم فکرم مشغول اين قضيه باشه. نگران بودم. ولي:
اولاً: آقا اون قدر به بهانه هاي مختلف مشغولم کرد که بيشتر وقتم رو اصلاً نفهميدم چه جوري گذروندم. مثلاً بعد از مدت ها يکي از دوستان مشهدي دوران دانشگاه رو ديدم و کلي با هم حرف زديم و ...
ثانياً: آخر وقت که ذهنم دوباره مشغول اون نگراني شد، بهم فهموند که من نگران خراب شدن خودمم، نه چيز ديگه. بغض گلومو گرفت، اشک توي چشام جمع شد و به آقا گفتم: بذار من خراب شم؛ تو خراب نشي. بذار تا چهره ي ماه تو رو خراب نکردم، خودم رو بشکنم و خراب بشم ...
سلام
ايرانسلي هاي عزيز! براي دريافت حديث از طريق پيامک اينجا رو کليک کنيد.
[3/6/1387- 12:55 ع] آرزوي برآورده
[7/5/1387- 3:40 ع] طور زندان
[1/5/1387- 7:35 ع] امام رضا (ع)، چرخ و فلک، رونق اقتصادي
[1/5/1387- 7:2 ص] مباد سازد از درت خدا مرا جدا، رضا!
[9/4/1387- 8:44 ع] ورود کليهي افراد ممنوع
[آرشيو شده ها]
![]() | ![]() |