• وبلاگ : كبوتر حرم
  • يادداشت : خاطرات خدمت/ آقا نيا!
  • نظرات : 4 خصوصي ، 28 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    چي بگم و چطور بگم.... فقط کاش اشکها را هم به حروف نوشت

    براي اين پستتون کلي گريه کردم نه به خاطر اينکه خادمين حرم چنين هستند و چنان.... نه! به خاطر اينکه مي خواتم با شما هم صدا بشم بگم آقا نيااااااااااااااااااااااااااااا

    قبول مي کني اگر بگويم نيا.... اگر بگويم که از کجا معلوم که ما اهل کوفه نباشيم... اگر بگويم که از کجا معلوم که پشت تو را خالي نکينم.... اگر بگويم که از کجا معلوم که با دو رويي و چندرنگي تو را.... اگر بگويم که که از کجا معلوم که با فلسفه و سفسطه هايمان دليلي براي تنها گذاشتنت پيدا نکنيم.... اصلا از کجا معلوم که تنهايت نگذاريم و به استقبالت بشتابيم يا شايد نه مثل اهل کوفه استقبالي گرم و چنان جمع و بساطي و بعد در صف نماز پشتت را خالي کنيم. 

    آقا مي ترسم بيايي و بعد از نماز .... صفهاي پشت سر خالي شده باشد.... از کجا معلوم اين همه ادعا.....؟؟؟؟ آقا نيااااااااااااااااااا