اندیشه، حکمت را ثمر می دهد . [امام علی علیه السلام]
کل بازدیدها:----5158---
بازدید امروز: ----1-----
بازدید دیروز: ----16-----
کبوتر حرم

 

نویسنده: احمد عبداله زاده مهنه
سه‏شنبه 1/5/1387 ساعت 7:35 عصر

لابد می پرسید چه ربطی به هم دارند؛ عرض می کنم.
این هفته ورودی صحن کوثر ایستاده بودم. بیرون این ورودی سرویس‏های بهداشتی هستند و از پشت سرویس‏ها هم به خیابون امام رضا (تهران) و کوچه پس کوچه‏هاش راه داره؛ بنا بر این بعضی‏ها از همون جا وارد حرم می‏شن. باز هم بنا بر این، بین سرویس های بهداشتی و صحن کوثر بازرسی ورودی گذاشته‏ن، در نتیجه کسانی هم که برای تجدید وضو از صحن خارج می‏شن، دوباره موقع ورود باید از بازرسی رد شن.
اون روز، مثل همیشه، اونایی که از بیرون می‏اومدن و می‏خواستن از صحن کوثر وارد حرم بشن، بدون این که متوجه بشن، از جلوی سرویس های بهداشتی رد می‏شدن. از بازرسی می‏اومدن داخل و از من آدرس دستشویی رو می‏پرسیدن. بعد دور می‏زدن و موقع برگشت، دوباره از بازرسی رد می‏شدن و شاکی بودن از این چرخ و فلک بازی.
تا به حال چندین بار این مشکل رو با مسئولان در میون گذاشته‏یم و پیشنهاد کرده‏یم که این بازرسی رو قبل از دستشویی بذارن تا اونایی که برای تجدید وضو می‏رن، مجبور نباشن دوباره از بازرسی رد بشن. ولی شنیدیم که قراره بین سرویس‏های بهداشتی و صحن کوثر، بازار کوثر (مثل موقعیت بازار غدیر) راه بیفته و کسانی که می‏خوان از بازار مستقیم به حرم بیان باید از بازرسی رد شن. خب، دلیل قانع کننده ایه؛ بالاخره مردم باید نقش امام رضا (ع) رو در رونق اقتصادی هم ببینند!
حالا ملتفت شدید که امام رضا (ع)، چرخ و فلک و رونق اقتصادی چندان هم بی‏ربط نیستند؟


    دون بپاش ( )
نویسنده: احمد عبداله زاده مهنه
سه‏شنبه 1/5/1387 ساعت 7:2 صبح

این شعر رو دیروز خانومم از حرم هدیه آورد:


ای به نثار مقدمت گوهر اشک دیده ام
ای به فدای جان تو جان به لب رسیده ام
من به بهای هستی ام مهر تو را خریده ام
نیست به جز ولای تو مشی و مرام و ایده ام


مباد سازد از درت خدا مرا جدا، رضا (ع)!
امام رضا! امام رضا! امام رضا! امام رضا!


من که به بوی مغفرت به بارگاهت آمدم
شبی که سر زد از افق مهر جمالت آمدم
پناه ما سوا تویی که در پناهت آمدم
نیازمندم و گدا، بر سر راهت آمدم


اگر ز در برانی ام، کجا روم؟ کجا؟ رضا (ع)!
امام رضا! امام رضا! امام رضا! امام رضا!


به پیشگاه قدس تو اگر چه دست خالی ام
اگر چه کس نمی خورد غم شکسته بالی ام
اگر چه اشک من بود گواه خسته حالی ام
ولی به جان فاطمه (س) محبّم و موالی ام


خوشم که دارم از جهان ولایت تو یا رضا (ع)!
امام رضا! امام رضا! امام رضا! امام رضا!


اگر مرا رها ز قید غم کنی چه می شود؟
اگر نگاه مرحمت به کم کنی چه می شود؟
نظر به این کبوتر حرم کنی چه می شود؟
جواز کربلا به ما کرم کنی چه می شود؟


به کیمیا نظر کنی مس دلم طلا، رضا (ع)!
امام رضا! امام رضا! امام رضا! امام رضا!


    دون بپاش ( )
نویسنده: احمد عبداله زاده مهنه
یکشنبه 9/4/1387 ساعت 8:44 عصر

در حرم امام رضا علیه‏ السلام، هر از گاهی مراسمی هست به نام «سفره» برای دسته‏بندی و شمارش نذوراتی که زائرا داخل ضریح میندازن. یه بار توفیق شد که توی این مراسم شرکت کنم؛ دور یه میز بزرگ نشستیم و پول‏ها رو گونی گونی می‏آوردن و جلومون می‏ریختن. برای من فضای خیلی قشنگی بود که چند بار اشکمو سرازیر کرد: توده‏ای از انواع سکه و اسکناس ایرانی و خارجی، به علاوه‏ی نامه‏هایی که زوّار دردمند امام مهربون برای آقاشون نوشته بودن. توی این انبوه پول‏، از تراول چند صد هزار تومنی تا سکه‏ی پنج تومنی و حتی بلیت واحد مشهد (که این‏جا حکم پول خورد رو داره) به چشم می‏خورد. اما جالب این‏جا بود که هیچ کدوم از ما نمی‏دونست پشت این پول‏ها، چه نیت‏هایی خوابیده؛ معلوم نبود کدوم دل‏شکسته ای اون سکه‏ی پنج تومنی رو توی ضریح انداخته. این‏جا خبری از شاه و گدا نبود و فقط نیت افراد ارزش نذرشونو معین می‏کرد. احساس می‏کردم دم در اون اتاق، تابلویی زده و نوشته: «ورود کلیه‏ی افراد ممنوع» این‏جا فقط نیت‏ها رو راه می‏دن و چه بسا که یه سکه‏ی بی‏مقدار از یه دل شکسته قبول بشه و مبلغ کلان منی که با غرور و منّت توی ضریح پول میندازم، قبول نشه!


    دون بپاش ( )

  • هر چه داریم
  • [1/5/1387- 7:35 ع] امام رضا (ع)، چرخ و فلک، رونق اقتصادی
    [1/5/1387- 7:2 ص] مباد سازد از درت خدا مرا جدا، رضا!
    [9/4/1387- 8:44 ع] ورود کلیه‏ی افراد ممنوع
    [آرشیو شده ها]

  •  RSS 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • بال بال

  • پارسی بلاگ
  • بال بال

  • فهرست موضوعی یادداشت ها

  • گذشته ها

  • قلم های دیگر

  • لوگوی دوستان من

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعیت من در یاهو

  •