![]() | ![]() |
لابد می پرسید چه ربطی به هم دارند؛ عرض می کنم.
این هفته ورودی صحن کوثر ایستاده بودم. بیرون این ورودی سرویسهای بهداشتی هستند و از پشت سرویسها هم به خیابون امام رضا (تهران) و کوچه پس کوچههاش راه داره؛ بنا بر این بعضیها از همون جا وارد حرم میشن. باز هم بنا بر این، بین سرویس های بهداشتی و صحن کوثر بازرسی ورودی گذاشتهن، در نتیجه کسانی هم که برای تجدید وضو از صحن خارج میشن، دوباره موقع ورود باید از بازرسی رد شن.
اون روز، مثل همیشه، اونایی که از بیرون میاومدن و میخواستن از صحن کوثر وارد حرم بشن، بدون این که متوجه بشن، از جلوی سرویس های بهداشتی رد میشدن. از بازرسی میاومدن داخل و از من آدرس دستشویی رو میپرسیدن. بعد دور میزدن و موقع برگشت، دوباره از بازرسی رد میشدن و شاکی بودن از این چرخ و فلک بازی.
تا به حال چندین بار این مشکل رو با مسئولان در میون گذاشتهیم و پیشنهاد کردهیم که این بازرسی رو قبل از دستشویی بذارن تا اونایی که برای تجدید وضو میرن، مجبور نباشن دوباره از بازرسی رد بشن. ولی شنیدیم که قراره بین سرویسهای بهداشتی و صحن کوثر، بازار کوثر (مثل موقعیت بازار غدیر) راه بیفته و کسانی که میخوان از بازار مستقیم به حرم بیان باید از بازرسی رد شن. خب، دلیل قانع کننده ایه؛ بالاخره مردم باید نقش امام رضا (ع) رو در رونق اقتصادی هم ببینند!
حالا ملتفت شدید که امام رضا (ع)، چرخ و فلک و رونق اقتصادی چندان هم بیربط نیستند؟
این شعر رو دیروز خانومم از حرم هدیه آورد:
ای به نثار مقدمت گوهر اشک دیده ام
ای به فدای جان تو جان به لب رسیده ام
من به بهای هستی ام مهر تو را خریده ام
نیست به جز ولای تو مشی و مرام و ایده ام
مباد سازد از درت خدا مرا جدا، رضا (ع)!
امام رضا! امام رضا! امام رضا! امام رضا!
من که به بوی مغفرت به بارگاهت آمدم
شبی که سر زد از افق مهر جمالت آمدم
پناه ما سوا تویی که در پناهت آمدم
نیازمندم و گدا، بر سر راهت آمدم
اگر ز در برانی ام، کجا روم؟ کجا؟ رضا (ع)!
امام رضا! امام رضا! امام رضا! امام رضا!
به پیشگاه قدس تو اگر چه دست خالی ام
اگر چه کس نمی خورد غم شکسته بالی ام
اگر چه اشک من بود گواه خسته حالی ام
ولی به جان فاطمه (س) محبّم و موالی ام
خوشم که دارم از جهان ولایت تو یا رضا (ع)!
امام رضا! امام رضا! امام رضا! امام رضا!
اگر مرا رها ز قید غم کنی چه می شود؟
اگر نگاه مرحمت به کم کنی چه می شود؟
نظر به این کبوتر حرم کنی چه می شود؟
جواز کربلا به ما کرم کنی چه می شود؟
به کیمیا نظر کنی مس دلم طلا، رضا (ع)!
امام رضا! امام رضا! امام رضا! امام رضا!
در حرم امام رضا علیه السلام، هر از گاهی مراسمی هست به نام «سفره» برای دستهبندی و شمارش نذوراتی که زائرا داخل ضریح میندازن. یه بار توفیق شد که توی این مراسم شرکت کنم؛ دور یه می
ز بزرگ نشستیم و پولها رو گونی گونی میآوردن و جلومون میریختن. برای من فضای خیلی قشنگی بود که چند بار اشکمو سرازیر کرد: تودهای از انواع سکه و اسکناس ایرانی و خارجی، به علاوهی نامههایی که زوّار دردمند امام مهربون برای آقاشون نوشته بودن. توی این انبوه پول، از تراول چند صد هزار تومنی تا سکهی پنج تومنی و حتی بلیت واحد مشهد (که اینجا حکم پول خورد رو داره) به چشم میخورد. اما جالب اینجا بود که هیچ کدوم از ما نمیدونست پشت این پولها، چه نیتهایی خوابیده؛ معلوم نبود کدوم دلشکسته ای اون سکهی پنج تومنی رو توی ضریح انداخته. اینجا خبری از شاه و گدا نبود و فقط نیت افراد ارزش نذرشونو معین میکرد. احساس میکردم دم در اون اتاق، تابلویی زده و نوشته: «ورود کلیهی افراد ممنوع» اینجا فقط نیتها رو راه میدن و چه بسا که یه سکهی بیمقدار از یه دل شکسته قبول بشه و مبلغ کلان منی که با غرور و منّت توی ضریح پول میندازم، قبول نشه!
[1/5/1387- 7:35 ع] امام رضا (ع)، چرخ و فلک، رونق اقتصادی
[1/5/1387- 7:2 ص] مباد سازد از درت خدا مرا جدا، رضا!
[9/4/1387- 8:44 ع] ورود کلیهی افراد ممنوع
[آرشیو شده ها]
![]() | ![]() |